MP Nameh

وبلاگ شخصی من

معرفی وبلاگ Wait But Why

چند وقت پیش یکی از دوستان یه وبلاگ عالی رو بهم معرفی کرد که داخلش یه مقاله خیلی جامع در مورد هوش مصنوعی بود. همچنین مطالب دیگه ای ازش رو پیشنهاد کرد که واقعا جذبم کرد. برای همین فکر میکنم ارزش معرفی کردن رو داشته باشه.

وبلاگ Wait But Why یه وبلاگ آمریکاییه که هر از چند گاهی یه مطلب خیلی طولانی که به طرز عجیبی توسط فقط یه نفر نوشته شده رو منتشر میکنه. برای این میگم عجیب چون برای هر مطلب کلی مطالعه میکنه و منابع خیلی زیادی رو برای هر نظرش ارائه میکنه که برای افرادی که دنبال منابع تازه و خلاق هستن بسیار عالیه.

موضوعات وبلاگ هم خیلی گسترده و البته تو هر موضوع بیش از دو تا مطلب شاید نشه پیدا کرد ولی یه جورایی میشه گفت اگه انگلیسی بلدین مطمئنا بهش علاقه مند میشین.

۱۸ فروردين ۹۴ ، ۱۸:۲۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مهدی پوراسماعیل

چالش جدید! کتاب هایی به موضوعات زیر بخونیم!

سال جدید داره میاد و چالش هایی هم همراهش میشن! امسال اولین چالشی که دیدم از طرف جادی بود و واقعا چالش زمان بریه. البته خیلی هم میتونه مفید واقع بشه و برای همین من هم منتشرش میکنم که یه سهمی داشته باشم!

قضیه از این قراره که کتاب هایی با این محتوا یا موضوع انتخاب میکنین و بعد از تموم شدنش تیک میزنین. وقتی هم تموم شد یه جایزه دارین! اون هم این که کلی کتاب خوندین و اگه از جمله افرادی هستین که بدون اطلاع از مسئله ای حرف میزنین، دیگه کمتر این اتفاق براتون میفته که من سرتون داد بزنم!

موفق باشین.

۲۶ اسفند ۹۳ ، ۱۶:۰۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مهدی پوراسماعیل

لینوکس Deepin، روی بال های اوبونتو!

چه چیزی بیشتر از تغییر نسخه های لینوکس از محشر به محشر تر میشه پیدا کرد؟ مدتیه کاملا به محیط لینوکس روی دسکتاپ تغییر مکان دادم و واقعا راحتم! سرعت از هر سیستم عامل دیگه ای بیشتره. امکانات تا بشه موجوده و باز هم میشه بهش اضافه کرد!

 نسخه ای که در حال حاضر نسخه اصلی مورد استفادمه Ubuntu 14.10 هست که آخرین نسخه اوبونتو هست. خیلی ازش راضیم. البته محیط Unity چندان کارا نیست برای همین محیط های مختلف مثل KDE، Gnome و Cinnamon رو به علاوه یه سری کوچیک تر امتحان کردم که Cinnamon با کارت گرافیک من سازگار تر و با علاقه های من جور تر بود. ولی باز تم دلخواه من رو نداشت. با کار من که کاملا تکنولوژی روزه هماهنگ نبود!

به همین دلیل و دلایل دیگه دائما دنبال یه محیط بهتر یا توزیع لینوکس دیگه بودم ولی علاقه چندین به تغییر توزیع نداشتم چون کار با اوبونتو برام عادت شده و سخت میشه عادت ها رو عوض کرد! همچنین یک سری از نرم افزار های مورد استفاده روزانم توزیع اوبونتو رو پشتیبانی کامل میکنن.

Deepin سیستم عاملیه بر پایه اوبونتو. به این معنی که تمام نرم افزار های اوبونتو بدون مشکل روش نصب میشن. همچنین ظاهر فوق العاده جذابی داره که از نظر من از رابط کاربری مکینتاش هم جذاب تره. همچنین سرعتش هم تقریبا مثل اوبونتوه! فکر میکنم ارزش امتحان کردن داشته باشه!

۲۵ اسفند ۹۳ ، ۰۱:۱۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مهدی پوراسماعیل

توسعه متن باز

من علاقه خیلی زیادی به متن باز و تکنولوژی و دنیای مربوط بهش دارم و چند وقتی هم هست به طور کامل سعی میکنم برنامه هایی که پولی بابتشون پرداخت نمیکنم متن باز باشن و نه کرک شده یا حتی رایگان!

شاید خیلی ها دلایلی مربوط به استفاده از تکنولوژی های متن باز ارائه کرده باشن. ولی شاید بد نباشه من هم دلایل خودمو بنویسم شاید یه بار یه نفر استفاده کرد!

  • عموما رایگان هستن! البته یک سری هم هستن که در ازای کار خاصی پولی میگیرن مثلا به ازای اشتراک ویژه برای کار های تخصصی تر یا استفاده های بیشتر!
  • امکان بررسی کد برای بدافزار یا درپشتی. این مسئله بخش عمده ای از نگرانی در رابطه با حریم خصوصی رو توی دنیای متن باز از بین میبره. در حالی که سرویس های عمده دیگه تنها میگن امن هستیم و ما هم به عنوان مشتریشون مجبوریم که باور کنیم!
  • امکان یادگیری بیشتر از طریق مطالعه کد. خیلی پیش اومده من توی بخشی از پروژه هام گیر کردم و از طریق جستجوی اینترنتی هم به جایی نرسیدم ولی با مطالعه یه پروژه دیگه راه جدیدی رو پیدا کردم که گاهی از راهی که ممکن بود به ذهن خودم برسه هم بهتر بود.
  • توسعه نسبتا سریع تر. برنامه هایی که تحت متن باز منتشر میشن معمولا سریع تر توسعه پیدا میکنن و اگه هم باگی توشون پیدا بشه سریع تر رفع میشه.
  • دارای روح همکاری! توی دنیای متن باز این فلسفه حاکمه که هر برنامه نویس یا طراح یا توسعه دهنده یا هرچی میتونه به بقیه کمک کنه و این شخص میتونه هر کسی باشه و لزوما نباید همکارش توی شرکت باشه و کمکش از سر وظیفه. میتونه یه شخص کاملا ناشناس باشه.
این مسائل شاید زیاد بزرگ جلوه نکنن ولی همین موارد و یک سری موارد دیگه باعث میشه دنیای متن باز توسعه ای خیلی بهتر از دنیای متن بسته داشته باشه و دردسر های مربوط به اون رو هم مثل لایسنس ها و پتنت ها که چند ساله کاملا به مسخره بازی تبدیل شدن رو نداره.
۲۰ اسفند ۹۳ ، ۱۷:۲۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مهدی پوراسماعیل

معرفی وبسایت

امروز با یه وبسایت خیلی عالی مواجه شدم که مطالب بسیار عالی و عمیق در مورد موضوعات مختلف میذاره. البته نرخ گذاشتن مطلبش پایینه ولی خوندن و درک هر مطلبش به اندازه کافی زمان میبره تا به مطلب بعدی برسین!

وبلاگ Wait But Why توسط سه نفر مدیریت میشه که البته خودشون هم به وضوح اعلام کردن که تو هیچ کدوم از موارد متخصص نیستن و فقط نتایج تحقیقات و بررسی هاشون هست که منتشر میکنن. وبسایتشون سبک خیلی خاص و جذابی داره. بیشتر تصاویرش دودله و یه مقدار از حوصله سر رفتن جلوگیری میکنه.

وبسایت دیگه ای هم هست که احتمال زیاد میشناسینش. وبسایت Medium. این وبسایت یه پلتفرم آزاده که به همه اجازه میده هر مطلبی رو منتشر کنن. البته فقط مطالبی که بازدید خیلی زیاد و یا مورد تایید گروه Medium باشه وارد صفحه اول میشه. ولی به دلیل آزاد بودنش همه جور مطلب داخلش پیدا میشه و واقعا خیلی از مطالب و مقالات ارزش خوندن دارن.

شاید تو این شرایط که سطح مطالعه داره همینجوری میاد پایین. این سایت ها با مطالب عالیشون بتونن کمکی بکنن.

۱۳ اسفند ۹۳ ، ۱۳:۵۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مهدی پوراسماعیل

Bang Bang

بدون شک یکی از آهنگ های مورد علاقه من اجرای لیدی گاگا از ترانه Bang Bang, my baby shot me down هست. هیچ چیز در وصفش نمیگم. اگه تونستین تهیه اش کنین. این هم لیریکش.

I was five and he was six
We rode on horses made of sticks
He wore black and I wore white
He would always win the fight

Bang bang, he shot me down
Bang bang, I hit the ground
Bang bang, that awful sound
Bang bang, my baby shot me down

Seasons came and changed the time
When I grew up I called him mine
He would always laugh and say
Remember when we used to play

Bang bang, I shot you down
Bang bang, you hit the ground
Bang bang, that awful sound
Bang bang, I used to shoot you down

Music played and people sang
Just for me the church bells rang

Now he's gone I don't know why
Until this day, sometimes I cry
He didn't even say goodbye
He didn't take the time to lie

Bang bang, he shot me down
Bang bang, I hit the ground
Bang bang, that awful sound
Bang bang, my baby shot me down  
۱۱ اسفند ۹۳ ، ۰۲:۰۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مهدی پوراسماعیل

دنیای زیبای امروز!

امیدوارم سریال اتاق خبر یا همون The Newsroom رو دیده باشین. یکی از اهداف سریال اینه که نشون بده فرق اخبار با سرگرمی چیه. این روزا بیشتر چیزایی که ما به عنوان اخبار تو تلویزیون، مجله ها، روزنامه ها میخونیم سرگرمی هستن نه اخبار. به گفته شخص اول سریال که شخصیت مجری اخبار توی سریاله، دنبال ردن این اخبار باعث میشه ما کم کم به آدم هایی بدیل بشیم که  ارزش هی انسانی رو از یاد ببریم. 

امیدوارم کتاب ۱۹۸۴ جورج ارول و  دنیای قشنگ نو نوشته هاکسلی رو خونده باشین. این دو کتاب ترس از دو دنیا رو نشون میدن. دنیای اول جهانیه که دولت ها تش اجازه دسترسی به اطلاعات صحیح رو نمیدن و فقط چیز هایی که به نفعشونه و اونها رو خوب نشون میده رو منتشر میکنن  همین حالا میبینیم در جاهایی از دنیا این دنیا پیاده سازی شده  ولی دنیای هاکسلی کمی فرق میکنه.

هاکسلی از دنیایی میترسید که توش مردم به حدی درگیر سرگرمی های واهی میشن که حتی اگه بدترین اخبار وافعی رو هم در دسترسشون بذارین توجهی بهشون نمیکنن و میرن سراغ اخبار بدردنخور   

به نظر من بیشتر دنیای امروزی شبیه دنیی قشنگ نو شده. همه میگن چقدر دوران زیبایی داریم و چقدر مشکلات کم شدن. این در حالیه که مشکلات گرم شدن زمین هر رو درحال بیشتر شدنه، اخبار مربوط به هرج و مرج ها، شورش ها، جنگ های داخلی و خیلی از موارد ترس آور دیگه در حال بیشتر شدنه. 

ما چیکار میونیم بکنیم؟

۰۷ اسفند ۹۳ ، ۱۱:۵۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مهدی پوراسماعیل

نقد های مختصر - این ناقوس مرگ کیست

من به مطالعه کتاب علاقه زیادی دارم. دوست دارم هر روز هر زمانی که تونستم کتاب بخونم. حوزه تمرکزم هم فلسفه و رمان هایی با داستان های عمیقه. جدیدا مطالعاتم رو متمرکز تر کردم و در جهت برنامه امسالم باید حداقل یک روز در میون مطلبی منتشر کنم و میشه هر هفته یه نقد آماتوری بر اساس دیدگاه خودم از کتاب منتشر کنم!

برای اون دسته از افرادی به شدت دنبال شر هستن باید بگم که این ها نظرات من هستن در مورد کتاب و ممکنه با نقد بزرگترین ها و افراد دیگه فرق داشته باشن یا حتی اشتباه باشن ولی معمولا در موردشون فکر شده و میتونم براشون دلیل بیارم. همچنین چون نظر شخصیه طبیعیه که دیدگاه بقیه لحاظ نشه و باهاشون فرق کنه.

اولین کتابی که قراره نقد کنم کتاب زنگ ها برای که به صدا در می آیند یا ترجمه صحیح ترش این ناقوس مرگ کیست. نوشته ارنست همینگوی و ترجمه رحیم نامور.


بدترین ترجمه ممکن!

جدا از اینکه اولین بار بود میبینم کسی Mrs رو زن ترجمه میکنه و بار ها تو کتاب میاد زن پابلو و به شدت باعث گیجی میشه. این ترجمه های لفظی به شدت اذیت میکرد و تعدادشون هم خیلی زیاد بود. سوالی که برای من توی هر صفحه پیش میومد این بود که وظیفه انتشارات چیه؟ آیا نباید ترجمه رو بررسی کنه که آیا مناسب کتاب هست یا نه؟ آیا مفاهیم از بین رفته؟ آیا داستان تکون خورده؟


سبک همینگوی

همینگوی نه تنها تو این کتاب بلکه تو بقیه کتاب هاش هم از یه سبک خاص استفاده میکنه برای نوشتن و اون هم تکیه به مکالمات روزمره است. متاسفانه من نمیتونم توی مطالعه با این سبک نوشته به راحتی ارتباط برقرار کنم. هر چند با این سبک سعی کرده که اتفاقات رو از دیدگاه هر شخص بگه و سعی نکنه از یه دید به داستان نگاه کنه و دائم دید رو عوض میکنه. شاید محبوبیبتش به خاطره همینه.


داستان

داستان هایی که همینگوی مینوسه، تا جایی که من کتاب هاشو خوندم، سعی شده سطحی تر باشه و تصمیم گیری اتفاقات رو بدون ارائه هیچ نظری از سمت نویسنده به خواننده بده. مثلا نمیگه که اتفاقی که با ال ساردو افتاد تقصیر کی بود. بلکه روند رسیدن به اون اتفاق رو با جزئیات مدنظر هر شخصیت میگه و میذاره خواننده خودش تصمیم بگیره که آیا مقصری وجود داشت؟ آیا تصمیم شخص اول درست بود یا اون کاراکتری که اسمش یادم رفته و میگفت باید سرباز ها رو میکشتیم. طوری که شما توی دوراهی قرار میگیرین و دائم میپرسین که اگه من بودم چیکار میکردم.


باز هم ترجمه

از دید من هنگام ترجمه باید حق نویسنده رو رعایت کرد و داستان رو تغییر نداد. این تغییر ندادن داستان یعنی تمامی اصطلاحات فرهنگی برگردونده بشن یا حداقل توضیح داده بشن. خیلی جاهای کتاب، که یکی از طولانی ترین رمان های همینگوی هست، این اتفاق نمیفته. اتفاقات بین شخص اول و معشوقش خیلی کوتاه شده و حتی همون موارد کوتاه به شدت بد نوشته شدن و باعث میشه یک کلمه بعد انگار چندین صفحه گذشته و جاش اینجا نبوده.


خوندن این کتاب، بیشتر به خاطر ترجمه به شدت بد، به هیچ وجه تجربه خوبی نبود. اولین کتابی بود که از همینگوی میخوندم و نزدیک بود قانعم کنه که کتاب دیگه ای از همینگوی نخونم. ولی اگه شما هم این ترجمه رو دارین یا میخواین تهیه اش کنین بهتره بهتون توصیه کنم منتظر نشر افق باشین تا ترجمه جدیدشو با اسم این ناقوس مرگ کیست منتشر کنه و تهیه اش کنین به امید اینکه افراد با مسئولیت پذیری بیشتری ترجمه کنن و یکی از بزرگترین آثار یکی از بزرگترین نویسنده ها رو به بدترین شکل ممکن به خواننده تحویل ندن.

۰۳ اسفند ۹۳ ، ۲۱:۱۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مهدی پوراسماعیل

برنامه ۹۴

سال ۹۳ اتفاقات زیادی رخ داد. مهم ترینش راه اندازی تیم کاریمون و انجام پروژه های بزرگی بود که تابحال به اینجا رسیدن. ولی مهم ترین مشکلی که وجود داشت این بود که هیچ کدوم از اتفاقات بزرگ برنامه ریزی نشده بودن و حتی پیش بینی هم نشده بودن و به همین دلیل مشکلات زیادی ایجاد شد. ولی امسال قرار نیست این اتفاق بیفته.

امسال به طور تصادفی با ابوالفضل فتاحی آشنا شدم. البته به طور مجازی و فقط مطالعه وبلاگش. ایشون گفته بود که سالش رو میخواد از اسفند شروع کنه. من هم به این فکر افتادم و به نظرم خوب اومد که یک ماه زودتر شروع کنم. برنامه های زیادی برای خودم ریختم و البته اجرایی شدن رو هم توشون لحاظ کردم. بیشتر برنامه ریزی بر اساس نیاز بود که البته برای فردی مثل من نیازه که این طور برنامه ریزی بشه. بخشی از این برنامه رو اینجا میذارم.


برای کارم:

تصمیم گرفتم از یک سری سمینار ها بهره ببرم. از اونجایی که یکی از بهترین سخنران ها، جیم رون، فوت کرده، تصمیم گرفتم سمینار ها رو پیش خودم بیارم. مهم ترین سمینار هاشو پیدا کردم و با سمینار برنامه یک ساله شروع کردم. سعیم بر اینه که تمامی نکات مهم رو استخراج کنم و بهشون عمل کنم.

یک هدف مالی نسبتا بزرگ برای کارم تعیین کردم. اینجوری میدونم باید چقدر تلاش کنم تا به اون هدف برسم. همچنین یک سری اهداف براساس تعداد پروژه ها و کیفیت پروژه ها تعیین کردم که باعث میشه بتونم براشون به طور ریزتر حساب و کتاب کنم.


برای تحصیل:

من با تحصیل دانشگاهی رابطه خوبی ندارم. به نظرم هر کس باید خودش حوزه مورد نظرشو پیدا کنه و برهمون اساس به طور متمرکز مطالعه داشته باشه. البته این به این معنی نیست که توی هیچ زمینه دیگه ای مطالعه ای نداشته باشه.

بر همین اساس تصمیماتی گرفتم. به طور مثال مطالعه تخصصی توی زمینه هایی مثل رمزگذاری یا ساختار سیستم عامل رو مد نظر قرار دادم. چون یکی از حوزه هایی هست که برای بعد ها برای کارم توی فکرم هست و میتونم ازشون استفاده های خوبی بکنم.

مطالعه تخصصی تر زبان انگلیسی و یادگیری نسبی فرانسوی رو توی برنامه دارم. من زبان انگلیسی روزمره رو به راحتی متوجه میشم ولی هدفم یادگیری تخصصی هست که بتونم به هر شکلی روابطم رو برقرار کنم. زبان فرانسوی رو بیشتر به خاطر علاقه و بخشی به خاطر اولویت بخشیدن به خودم توی برنامه های مهاجرت مطالعه میکنم.


برای خودم:

سال ۹۳، که برای من الان سال گذشته محسوب میشه، چهار ماه ویولن رو مطالعه کردم که بعد ها به خاطر شروع تخصصی کار کنار گذاشته شد. امسال میخوام خودم روزانه مطالعه کنم و تا پایان سال بتونم نوا های سطح متوسط رو به راحتی بزنم.

همچنین ورزش رو امسال به طور جدی دنبال میکنم. البته منظورم نگاه کردن فوتبال و والیبال نیست. میخوام روزانه ورزش هایی که میشه توی محیط آپارتمانی انجام داد رو انجام بدم و هر هفته حداقل یکبار برای شنا به استخر برم و تا پایان سال وزن ۷۰ کیلوگرم خودم رو حفظ کنم. همچنین یکبار چربی های اضافه رو ازبین ببرم و ظاهرم رو با چیزی که مدنظر خودمه تطابق بدم.

همچنین نوشتن رو وارد برنامه ریزی امسال کردم و هر هفته حداقل باید یک مطلب به هردوزبان فارسی و انگلیسی بنویسم که به این شکل هم سرعت نوشتنم رو ببرم بالا هم آمادگی خودم رو برای نوشتن های تخصصی تر! این شامل نوشتن خاطره روزانه، نوشتن پیشرفت کاری و موارد دیگست. البته تمام سعیم رو میکنم که در این کاغذی حروم نشه و از تکنولوژی های کم مصرف تر استفاده کنم.


این برنامه ها به طور روزانه زمانبندی نمیشن. اینا مثل قوانین پایه تعریف میشن و تمامی برنامه های ماهانه و هفتگی و روزانه براساس این ها اجرا میشن. به امید سالی خوب!

۰۲ اسفند ۹۳ ، ۲۲:۵۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مهدی پوراسماعیل

قضاوت نکنید...

مطلبم رو با یه داستان نسبتا معروف شروع میکنم.

     "دو تا برادر دوقلو نزدیک هفتاد سال عمر میکنن. یکی تمام عمرشو به عیاشی و خوش گذرونی میگذرونه و اون یکی به عبادت و کمک به دیگران. تو یه شب خاص، جفتشون، بی خبر از حال همدیگه، تصمیم میگیرن زندگیشونو به راه دیگه ای ببرن. یعنی مثلا عیاشه شروع کنه به عبادت و کمک به دیگران. اون یکی هم شروع کنه به عیاشی و بقیه رو بیخیال! وقتی میخوابن هر دوشون میمیرن."

بسته به قضاوت مردم که از تصمیم اینا خبر نداشتن برادری که عمرشو به خوش گذرونی گذرونده میره جهنم و اون یکی میره بهشت. به نظر شما چی؟

ادامه مطلب...
۲۰ شهریور ۹۲ ، ۲۰:۰۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مهدی پوراسماعیل