اگه یه بار تو مترو یا اتوبوس یا کلا تو جا های عمومی با چند نفر به صورت تصادفی صحبت کنین، متوجه میشین که تقریبا همشون از دیده نشدن یا عدم پیشرفت و مشکلاتشون صحبت میکنن. شما هم میرین پیش دوستان و آشناهاتون از مشکلات جامعه صحبت میکنین و مدارکتون هم حرفای این افراد تصادفین. ولی این دفعه از این افراد بپرسین چجوری کار میکنن؟ چجوری زندگی میکنن؟ آیا به اندازه کافی شادن؟ با من همراه باشین تا دلایل این مسئله رو بررسی کنیم.

متاسفانه تو کشورمون یه فرهنگی جا افتاده به نام مصرف گرایی. مصرف گرایی به این معنیه که من و شما میریم فروشگاه و هر چی که میبینیم میخریم. بدون برنامه ریزی. و حتی حاضر نیستیم فکر کنیم که آیا این وسیله مورد نیازه؟ یا اینکه آیا من خودم توان درست کردنشو ندارم؟ 

در حالی که تو کشور های دیگه و عموما اروپایی و آمریکا هر خانواده یه گاراژ داره واسه خودش و اونجا به کارهای فنیشون میرسن. این باعث میشه که میبینیم هر از چند گاهی یه شخص معمولی یه وسیله عالی اختراع میکنه. احتمالا داستان ساخت موبایل دوربین دار رو شنیدین. اون هم دلیلیه به این حرفم. 

میخوام از این مسئله برسم به تولیدکننده هامون. و همچنین از این گلایه کنم که چرا یه شرکتی مثل پارسی کولا حتی اسم و لوگو شرکتش هم کپیه؟ یا اینکه چرا برنامه نویس ها کد های همدیگه رو بدون اجازه استفاده میکنن. بحث کپی رایت رو نمیخوام راه بندازم. میخوام بگم این باعت میشه تا چند سال دیگه کشور ما به یه وارد کننده محض تبدیل بشه. فقط مراقب باشین. این گرونیا بخشیش تقصیر خود ماست.