امروز که داشتم کتابامو نگاه مینداختم چشمم به کتاب فیزیک ۳ انتشارات خیلی سبز انداخت. مقدمه ناشر این کتاب واقعا عالی بود که منو وادار کرد اینجا واردش کنم. اگه طولانی نترسین. همش نکته های اجتماعیه بدرد بخوره و به فیزیک مربوط نمیشه. امیدوارم راضی باشن که مقدمه رو اینجا میذارم. 

وضعیت ما 

در دنیا عملکرد انسان ها یا باعث تولید نرم افزار و فکر و ایده میشود و یا منجر به تولید سخت افزار یا ماشین. به اطرافتان توجه کنید. به نرم افزار ها یا سخت افزار هایی که باعث خوشحالی ما میشوند توجه کنید. پزشکی, مهندسی, علوم انسانی, ما در همه ی اینها مصرف کننده مطلقیم! من که خجالت میکشم به خدا! یعنی میخوریم و میخوابیم و سر کار میرویم! که خیلی خوب و خیلی زیاد مصرف کنیم از تولیدات دیگران, آن هم با اعتماد به نفس کامل, در حالی که متوقع از خدا و جهانیم و منتقد و مدعی در همه چیز! 

گیرم پدر تو بود فاضل 

تصور ما از گذشته بسیار توام با افتخار است طوری که انگار خود ما متعلق به گذشته ایم! و هرچه گذشتگان از مرام, معرفت, علم و پیشرفت به دست آورده اند همه را همین الان ما بدست آورده بودیم!!!
انگار وقتی رستم, ابن سینا, فردوسی و سعدی و حافظ و سایر مشاهیر و دانشمندان پرآوازه گذشته این سرزمین نام می بریم, خودمان را به جای آنها تصور میکنیم و با این تصور حال میکنیم. زهی خیال باطل, قرن هاست که ما مصرف کننده صرف بوده ایم و در رخت خوب دراز کشیده ایم و خیال گذشته را نشخوار کرده ایم. 

با توکل زانوی اشتر ببند

تفکر و تصور جالب دیگری که فکر میکنیم در جامعه ی ما شایع باشد است است که فکر میکنیم خداوند متعال ما را به صورت ویژه ای دوست دارد, ول کن ما نیست, حتما به صورت خاصی هوای ما را دارد! ضمنا فلان اتفاق بد افتاده, اصلا اشکال نداره حتما خواست خدا بوده, قسمت بوده! 

بابا, برای مسلمان و کافر آب در 100 درجه به جوش می آید و g در همه جای زمین حدود! 9.8 است. یعنی اینطوری نیست که ما هر جور تنبلی و بی فکری و بی برنامگی بعد بیندازیمش گردن خدا و تازه بعدش بگیم: انشاا... درست میشه! به خدا این جفایی است در حق خدا و دین و خودمون و نسل بعدی. 

اعتماد به نفس 

با همه این حرف ها ما خودمان را در همه چیز همه کاره میدانیم. در یک جمع که نشسته اید امتحان کنید, بگویید مثلا چند روز است که خون دماغ میشوید, ببینید اطرافیانتان چه دکتر های حاذقی هستند, هزار جور برای شما تز می دهند و نسخه می پیچند. با اعتماد به اش کامل خودمان را از نظر هوش و فرهنگ سرآمد مردم جهان میدانیم و همه ی کار های دیگران را نقد میکنیم و در مورد آنها ادعا داریم. به روی مبارک نمی آوریم که ادعا و اعتماد به نفس مال تولید کننده است نه مال مصرف کننده! 

از خواب گران خیر 

تصور رابطه فامیلی زیاد با خدا, سوار شدن بر موج گذشته و خوش بینی بی مورد به آینده و اعتماد به نفس ناشی از همه این موارد, سخن ما را در تولید فکر و سخت افزار در جهان شدیدا پایین آورده است.  من این ها را بیماری های اصیل و عمیق فرهنگی مان در مسیر تولید میدانم و به نظرم تا تک تک ما خودمان را در این موارد درمان نکنیم و بر تنبلی هامان فایق نیاییم... . فرافکنی نکنید که پول نیست, مدیریت ضعیف است و... . همه ی این ها هست اما مشکل اصلی همان ضعف شدید فرهنگی ست. باید روی خودمان کار کنیم. هر کسی با خودش خلوت کند. به خودت یک نهیب بزن. علاوه بر خوردن و پوشیدن و گشتن و کنکور دادن و دانشگاه رفتن و ازدواج کردن و سرکار رفتن و... جسارتا مردن هدف دیگری هم هست: تغییر و تاثیر نزن افزاری و سخت افزاری در زندگی نوع بشر. تاثیر بذار!